سلام مهربانم
امیدوارم خوب باشی،که هستی منم خوبم حداقل اداشو جلوی دوستام خوب در می آرم هوای اینجا را چند روزیه دوست ندارم ولی انگار اونجا هوا عالیه
ملالی نیست جز دوری من از تو آره من دیگه اون دختر بچه خوب ماه رمضان سیزده سالگیم نیستم ولی سعی میکنم دوباره بشم همونی که تو دوسش داشتی
یه خواهشی ازت دارم اونم اینه که این چند وقته یکمی با من مهربون تر باشه آره از اینم بیشتر اونجوری که با شنیدن یه آهنگ شاد گریم در نیاد و بعدش محکم نزنم تو گوش خودم و تو ناراحت بشی درسته اولین باری بود که خودمو تنبیه بدنی کردم ولی جواب داد یجوری که دلم آرام بگیره یجوری که دوست داری
پ.ن یادم نیست چند سال پیش اولین نامه را به خدا نوشتم ولی یادم ده دقیقه بعد جوابشو گرفتم
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 22:51 توسط ﮊاندارک |