جاده اش کویریه ولی احوالات خاصی داره حالی که فقط خود آدمو تسبیح دستش میفهمه
صداش هنوزم می آد به خوبا سر میزنی مگه ما بدا................. آقا خوبیم ٬بدیم................ بدیم٬ بدیم ٬بدیم٬ بدیم .................... خوب میشیم؟ از این بدتر نشیم.... آمین همه تند تند داشتن نماز می خوندن /دعا میکردن ...ولی من فقط به اطراف و سقف نگاه میکردم گنجشک هایی که توی جمکران خونه داشتن خندم گرفت از اون خنده های تحقیر آمیز من کجا و اون گنجشک ها کجا ! صداشونو میشد میون گریه ها تشخیص داد امام من عریضه کسیو بی جواب میذاری ؟ من ننوشتم چون نمیتونستم /نمیشد /نمیخواستم /خجالت میکشیدم / پ.ن.اوصولا امام رضا و خواهرش منو سوپرایز میکنن ولی این جمعه امام زمان هم اینکارو کرد آدم اینجور موقع ها یجورایی میشه احساس غرور میکنه پیش خودش میگه پس زیادم تنها نیستم پ.ن زنها تو قم به دو دسته تقسیم میشن اونهایی که چادرین و باز هم اونهایی که چادرین !چونکه ممکنه به اونهایی که مانتوین تو خیابون بگن دختر برو چادر سرت کن حتی دخترهایی که روسریشونو تا زیر ابرو کشیدن پایین و بچه های خواهرشون از تعجب٬ قیافه ی جدید خالَشون کپ میکنن و هی میگنن چرا این شکلی شدی چرا شبیه عرب ها شدی 
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 23:29 توسط ﮊاندارک |